پنج شنبه 27 مهر 1396 | 28. محرم 1439 | October 19 2017
القاعده در جنوب شرق آسیا
نوذر شفيعي عضو هيئت علمي دانشگاه اصفهان


نگاهی به نقش «حزب جماعت اسلامی» در اندونزی

 

یکی از حوزه‌های فعالیت گروه القاعده حوزة جنوب شرق آسیاست که شامل کشورهای اندونزی، مالزی و فیلیپین می‌شود. در یک نگاه کلی، احزاب فعال اسلامی در آسیای جنوب شرقی را می‌توان به دو گروه احزاب تندرو و احزاب میانه‌رو تقسیم کرد. احزاب تندرو تا حد زیادی تأثیرگرفته از گروه افراطی القاعده‌اند و غالباً ارتباط نزدیکی با این گروه دارند. ابتدا رضوان عصام‌الدین مشهور به «حنبلی» از سوی القاعده به سمت فرماندهی این حوزه انتخاب شده ‌بود که پس از دستگیری وی در تایلند (اگوست ٢٠٠٢) نزدیک‌ترین فرد به وی، سرهنگ سومیرو مشهور به «ذوالقرنین» زمام امور را به دست گرفت. وی هم‌اکنون بر پنج گروه محلی نظارت دارد: «جماعت اسلامی» اندونزی؛ گروه «سرباز جهادی» اندونزی؛ «جماعت اسلامی» مالزی؛ «جنبش ابو سیاف» فیلیپین؛ «جبهه اسلامی آزادی‌بخش» مورو.

امروزه یکی از مظاهر رادیکالیسم اسلامی در آسیای جنوب شرقی «حزب جماعت اسلامی» اندونزی است، که ارتباط نزدیکی نیز با القاعده دارد. مؤسس گروه جماعت اسلامی اندونزی، ابوبکر البشیر است که به دلیل کهولت سن در سال ١٩٩۴م رهبری را به حنبلی واگذار کرد. پس از بازداشت حنبلی نیز فردی به نام ذوالمتین که به «نابغه» مشهور و از نزدیکان وی است، رهبری این گروه را برعهده گرفت. در مقالۀ پیش‌رو چگونگی شکل‌گیری، فعالیت‌ها و دورنمای این تشکل مهم درجنوب شرق آسیا بررسی شده است.

 

دو روحانی از «زولو»

ریشه‌های حزب جماعت اسلامی به دو روحانی تندرو مسلمان اندونزی در منطقة «زولو» به نام‌های عبدالله سونگ‌کار و ابوبکر البشیر باز می‌گردد. این دو رهبر روحانی که در سال ۱۹۷۳م فعالیت‌های خود را گسترش دادند به شدت تحت‌تأثیر جنبش دارالاسلام قرار داشتند.

سونگ‌کار در سال ۱۹۳۷م در زولو، منطقه مرکزی جاوه، متولد شد و بشیر نیز در سال ۱۹۳۸م در گامبانگ (شرق جاوه) به دنیا آمد؛ اما اصل و نسب آنها به خانواده‌های یمنی بازمی‌گردد. طی سال‌های دهه ۱۹۶۰م این دو فعالیت‌هایی را برای تشکیل سازمان اسلامی آغاز کردند. آنها در سال ۱۹۶۳م، یعنی درست زمانی که بشیر دورة آموزشی دوساله‌ای را در منطقة «پسانترن» در پوندوک گونتور تمام کرد، با یکدیگر آشنا شدند. در سال ۱۹۷۱م آنها حرکتی را به نام «المکمین» بنیان نهادند که در سال ۱۹۷۳م فعالیت‌های خود را به خارج از منطقة زولو، یعنی روستای «نگراتی» گسترش دادند.

البشیر و سونگ‌کار با تشکیل حرکت پوندوک نگراتی، زمینه‌های همکاری را برای ایجاد دارالاسلام فراهم کردند و هم‌زمان به تبلیغ در خصوص ضرورت ایجاد سازمانی برای تشکیل حکومت اسلامی در منطقه پرداختند. سونگ‌کار سازمان مورد نظر را در قالب جماعت اسلامی یا جامعۀ اسلامی معرفی کرد. با وجود این، چنین سازمانی تا سال‌ها بعد ایجاد نشد. دولت سوهارتو، سونگ‌کار و البشیر را در سال ۱۹۷۸م دستگیر و آنها را به اتهام فعالیت‌های خرابکارانه به ۹ سال زندان محکوم کرد. اما محکومیت آنها تخفیف یافت و در سال ۱۹۸۲م از زندان آزاد شدند. آنها پس از آزادی، به مالزی فرار کردند و توانستند جامعة تبعیدی اندونزی را در مالزی سازماندهی کنند. مرکز فعالیت آنها جوهور بود.

شاخة تندرو تازه ‌تأسیس در مالزی، از طـــریق یک مــــدرسه مــــذهبی به نام Pondok Pesontrom Lugmonul Hokicm  که به وسیلة سونگ‌کار اداره می‌شد، به تبلیغ ایــدئولوژی سلفی و نیز ایدئولوژی تندرو و افراطی «سید قطب» و «حسن البنا» دست زد.

البشیر و سونگ‌کار از طریق همین مدرسه دیدگاه‌های خود را دربارة دارالاسلام بیان می‌کردند. گفتنی است تفسیر جدید با برداشت‌های قبلی اندکی متفاوت‌تر و در‌عین‌حال، تندروانه‌تر بود. برای مثال، آنها که ابتدا بر ضرورت ایجاد حکومتی اسلامی در اندونزی تأکید می‌کردند، پس از تجدید سازمان در مالزی، تغییر عقیده دادند و برای ایجاد یک حکومت اسلامی در میان جوامع مسلمان در جنوب شرق آسیا تلاش نمودند. در این راستا، حدودا در سال ۱۹۹۳م، سونگ‌کار و بشیر اولین سازمان بین‌المللی جماعت اسلامی را تشکیل دادند.

 

بحران اقتصادی یا بحران درون حزبی

جماعت اسلامی ابتدا یک سازمان زیر‌زمینی بود که از اعمال خشونت برای رسیدن به هدف استفاده می‌کرد. بحران اقتصادی آسیا در سال ۱۹۹۷م، آشفتگی‌های فراوانی در اندونزی برجا گذاشــت و همین آشفتگی‌ها فرصت لازم را برای تشدید فعالیت‌های جماعت اسلامی فراهم کرد. اما مرگ عبدالله سونگ‌کار در نـوامبر ۱۹۹۹م باعث دگرگونی‌هایی در روند تکامل جماعت اسلامی شد. وی در زمان مـرگ در مـــالزی زنـــدگی می‌کرد. در غیاب او، البشیر نقش رهبری جماعت اسلامی را برعهده گرفت و پس از اندک زمــانی به اندونزی نقل‌مکان کرد. در این هنگام انشعاباتی در سازمان به وجود آمد، زیرا بسیاری از جوان‌تــرها و اعضای تندرو از رهبری البشیر ناخرسند بودند. از‌جمله این افراد می‌توان به رودیوان عصام‌الدین الیاس معروف به «حمبلی» اشاره کرد که در ۱۱ آگوست ۲۰۰۳ به اتهام شرکت در عملیات تروریستی در منطقه دستگیر شد. فرد دیگر عبدالعزیز الیاس سامودرا بود که وی نیز به علت شرکت در عملیات بمب‌گذاری بالی به مرگ محکوم گردید. نفر سوم علی غفران الیاس مخلص نام داشت که او نیز به اتهام شرکت و همراهی در این عملیات به سرنوشت مشابهی گرفتار شد. بعدها اعضای جوان، البشیر را کنار گذاشتند، زیرا وی ضعیف بود و به راحتی تحت‌تأثیر دیگران قرار می‌گرفت.

انشعاب در داخل سازمان زمانی گسترده شد که البشیر اعلام کرد شورای مجاهدین اندونزی (مجلس مجاهدین اندونزی) را در آگوست ۲۰۰۰ تشکیل خواهد داد. دورة بعد از سوهارتو در اندونزی، دوره‌ای جدید برای ظهور سازمان‌های اسلامی بود و البشیر احساس کرد زمان فعالیت سیاسی و حرکت به سوی تشکیل احزاب سیاسی فرا رسیده است و می‌توان از این توان و فضا استفاده کرد. در حقیقت، تمایل بشیر به پیشبرد اهداف از طریق سیاسی و تمایل سونگ‌کار به پیشبرد اهداف از طریق نظامی مهم‌ترین عامل جدایی و انشعاب جماعت اسلامی پس از مرگ سونگ‌کار بود. تشکیلات سیاسی جدید (شورای مجاهدین اندونزی) با این هدف به وجود آمد که بتواند گروه‌های اسلامی ـ سیاسی را در اندونزی گرد یک تشکل آشکار جمع کند. اعضای این ائتلاف به پنجاه هزار‌نفر رسید.

 

هدف اصلی

جماعت اسلامی هدف اصلی خود را ایجاد دولت اسلامی در آسیای جنوب شرقی شامل جنوب تایلند، مالزی، برونئی، اندونزی، کامبوج و جنوب فیلیپین اعلام کرده ‌است. افکار سونگ‌کار نیروی محرکة ایدئولوژی جماعت اسلامی تا زمان مرگش بود. سونگ‌کار در موعظه‌هایش به مقایسة مبارزۀ مردم اندونزی و اصحاب پیامبر(ص) در مکه می‌پرداخت و مسیحیت و یهودیت را همان دشمنان پیامبر در ۱۴ قرن پیش می‌پنداشت که اکنون مبارزه مسلمانان با آنها واجب است. سونگ‌کار همچنین معتقد بود که نباید با نظام‌های سیاسی غیراسلامی سازش کرد، زیرا آنها مانعی در راه تشکیل امت اسلامی هستند و فرایند شکل‌گیری دولت اسلامی را با مشکل مواجه می‌سازند. از دید سونگ‌کار، مبارزه جماعت اسلامی در جنوب شرق آسیا در فضای کنونی باید سرّی باقی بماند؛ زیرا در غیر این صورت ممکن است دوام نیابد. او همچنین بر ایجاد سازمانی برای ساخت سه بازوی قدرت، یعنی بازوی نظامی، بـــازوی روانی و بازوی برادری و همبستگی تأکید داشت. ویژگی‌های کلیدی در افزایش این توان نیز استخدام نیرو، آموزش، اطاعت و جهاد بود. مسئلة مهم دیگر از نظر سونگ‌کار، حمایت جامعة جهانی اسلامی است. همان‌گونه که گفته شد، پس از مرگ سونگ‌کار، البشیر به عنوان رهبر معنوی جماعت اسلامی انتخاب گردید. تلاش بشیر برای تغییر مسیر جنبش به سوی تحرکات سیاسی باعث انتقاداتی در درون جماعت اسلامی شد. امروزه به درستی معلوم نیست که بشیر تا چه اندازه در عمل بر جماعت اسلامی کنترل دارد.

 

چهار برادر

از نظر عملیاتی، جماعت اسلامی چند منطقة عملیاتی برای خود تعریف کرده است که هر یک از آنها از شورای فرماندهی پنج عضوی جماعت اسلامی دستور می‌گیرند. این مناطق عبارت‌اند از:

ـ منطقه ۱: مالزی (به جز ساراواک و صباح)، سنگاپور، جنوب تایلند و کامبوج؛

ـ منطقه ۲: اندونزی (به جز سولاوسی و کالیمانتان)؛

ـ منطقه ۳: برونئی، ساراواک، صباح،کالیمانتان، سولاوسی و جنوب فیلیپین؛

ـ منطقه ۴: استرالیا و ایریان جایا (پاپوا غربی).

بدین‌ترتیب از نظر عملیاتی، جماعت اسلامی قلمرو فعالیت خود را به چهار منطقه تقسیم کرده که هر منطقه دارای چند شاخه است. هریک از این شاخه‌ها نیز توسط عناصر عملیاتی هدایت و کنترل می‌شوند که در اصطلاح «واکاله» نامیده می‌شوند. که تحت کنترل «کولون» منطقه قرار دارند. کولون سطح میانی اقتداری است که فرماندهی و کنترل را برای فعالیت‌های عملیاتی جماعت اسلامی در یک محدوده یا منطقة خاص فراهم می‌کند.

یکی دیگر از نمونه‌های وظایف سازمانی جماعت اسلامی، عملیات بالی است. در این عملیات، مخلص به عنوان رئیس منطقه، کنترل عملیات را در دست داشت. برای این منظور او افرادی را از منابع چندگانه در تیمی که خود سازمان داده بود جمع‌آوری کرد. این افراد طرح‌ریزی، شناسایی، حمایت لجستیکی و عملیات را خود برعهده داشتند و امنیت عملیات نیز از طریق روابط نزدیک اعضای تیم تضمین می‌شد. بنابراین، مورد بالی نشان‌دهندۀ یک وضعیت خاص از انجام یک عملیات توسط جماعت اسلامی بود.

جمع‌بندی

جماعت اسلامی اندونزی یکی از جریان‌های رادیکال در آسیای جنوب شرقی است. با وجود اینکه ریشه‌های شکل‌گیری این جریان به زمان‌های دور برمی‌گردد، اما جنگ داخلی افغانستان نقش مهمی در رشد آن داشت. همین جنگ باعث شکل‌گیری ارتباط بین القاعده و جماعت اسلامی شد، به‌گونه‌ای‌که از جماعت اسلامی اندونزی به عنوان الگوی منطقه‌ای القاعده در آسیای جنوب شرقی یاد می‌شود.

جماعت اسلامی یکی از تشکل‌های اسلامی، پرنفوذ در آسیای جنوب شرقی است. از نظر ساختاری و کارکردی نیز یکی سازمان‌های اسلامی تأثیرگذار در آسیای جنوب شرقی به‌شمار می‌آید؛ به‌گونه‌ای‌که ممنوعیت فعالیت آن توسط دولت‌های منطقه به‌ویژه دولت اندونزی و نیز قرار گرفتن آن در فهرست گروه‌های تروریستی از سوی امریکا، تأثیر چندانی بر دامنة فعالیت و عملکرد آن نداشته است. شاید علت اصلی آن باشد که این حزب در جامعه اندونزی از پیروان زیادی برخوردار است و در زمینة تشکیلاتی نیز آن‌چنان ساختاری عمل می‌کند که کمتر تحت‌تأثیر جریان‌ها و حوادث قرار می‌گیرد.



نام *
رایانامه *
تارنما