دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 | 4. شعبان 1438 | May 1 2017
صهیونیسم در حصار وجدان انسانی
گفت‌وگو با محمدصادق الحسيني



 محمدرضا شاهد

محمدصادق الحسینی، دانش‌آموختۀ علوم سیاسی، از آلمان است که علاوه بر کتاب‌های منتشرشده‌اش، مقالات بسیاری در حوزه مسائل جهان عرب، جهان اسلام و نسبت آن با ایران دارد. الحسینی خودش در کاروان جهانی «الی بیت‌المقدس» بوده و در سوریه هم برای اعضای اروپایی کاروان سخنرانی کرده است. با او دربارۀ جایگاه فعالیت‌های مردمی در دفاع از فلسطین، وضعیت فعلی فلسطین و بازخورد اجتماعی و رسانه‌ای کاروان گفت‌وگو کردیم؛ که می‌خوانید:

 

 

جناب آقای الحسینی، نسبت حرکت‌های مردمی و حرکت‌های دولتی و جایگاه هرکدام را در مبارزه با رژیم صهیونیستی چطور ارزیابی می‌کنید؟

از چند سال قبل به‌ویژه بعد از محاصرۀ شهر غزه و افزایش سرکوب مردم فلسطین اشغالی، اجماعی تقریبی علیه رژیم صهیونیستی در آرای جهانی به وجود آمده و این جنبش مقاومت مردم فلسطین، به یک جنبش انسانیِ جهانی تبدیل شده است. این جنبش در‌حال‌حاضر نوعی حالت مقاومت مدنی و عمومی پیدا کرده است؛ مقاومتی که براساس آن مردم عادی از جوانان و زن‌ها و کودکان گرفته تا پیرمردها و پیرزن‌ها، آن‌هم با ادیان و تفکرات مختلف، احساس می‌کنند باید در این مبارزات سهیم باشند. این مسئله در سطوح مختلف جوامع دیده می‌شود. به‌عنوان مثال بسیاری از دانشجویان کشورهای اروپایی تصمیم گرفته‌اند با دانشجویان رژیم صهیونیستی همکاری نکنند؛ این در کشورهای مختلفی مانند انگلستان اتفاق افتاده است. حتی اتحادیۀ اروپا دیگر میوه‌های خود را از شهرک‌هایی که رژیم صهیونیستی از فلسطین غصب کرده، وارد نمی‌کند و آن را بایکوت کرده است.‌ البته تمام مرزهای رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی بنا شده است‌.

در هر حال آگاهیِ اذهان عمومی جهان به حدی رسیده که حتی مردمی که مستقیم درگیر نیستند و اشغالگری را از نزدیک لمس نکرده‌اند، از این شدت ظلم و سرکوب و اشغالگریِ طولانی، متأثر شده‌اند. این تنها اشغالگریِ آپارتاید نژادپرستانۀ دنیاست که هنوز بعد از شش دهه تمام نشده است. مجموعۀ این اوضاع، مردم قاره‌های مختلف جهان به‌ویژه آسیا را به این فکر انداخته که در قالب کاروان‌های هم‌دردی و مشارکت با مردم فلسطین در مبارزه علیه این نژادپرستی، سهم خودشان را ایفا کنند. این حرکت‌های مردمی، نوعی قیام عمومی یا به عبارت دیگر بیداری وجدان انسانی را در ملت‌های مختلف جهان و یک نوع بیداری اسلامی را در مسلمانان ایجاد کرده است. این کاروان‌ها باعث پویایی حس انسانیِ افرادی با عقاید فرهنگ‌های مختلف شده است؛ آنها تلاش می‌کنند تنها ظلم ماندگار از جنگ‌های دنیا را که همچنان خلاف سیر تاریخ و بشریت ادامه دارد، در یک نقطه‌ای متوقف کنند تا این‌گونه روز عقابِ صهیونیست‌ها و روز ثوابِ فلسطینیان فرا برسد. این جنش‌های مردمی، تبلور همین وجدان عمومی مردمی با فرهنگ‌های مختلف است.

 

پیام کاروان جهانی الی بیت‌المقدس و حرکت‌های این‌چنینی برای دنیا چیست؟

پیام کاروان جهانی الی بیت‌المقدس برای دولت‌های ابرقدرت دنیا این بود که اگرچه روزی این رژیم برای ادامۀ استعمار شما در معادلات جهانی مفید بود، حالا دیگر می‌تواند بهای سنگینی برای شما داشته باشد و ما از این به بعد نمی‌گذاریم شما از این پدیدۀ نژادپرستانه استفاده کنید. حتی به نظر می‌رسد که خود امریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که رژیم صهیونیستی بار سنگینی را به آنها تحمیل کرده است؛ درحالی‌که پیش از این سرنیزه‌ای بود در دست‌شان برای جنگ علیه اعراب و مسلمانان.

این نوعی تلاش برای بر هم زدن موازنۀ قواست که تا به حال به نفع دولت‌های بزرگ و علیه ملت‌های کوچک جنوب به‌ویژه کشورهای کوچک عربی بوده است؛ معادلاتی که این کشورها در جنگ جهانی دوم ایجاد کرده بودند و حق و باطل را خودشان براساس زور تعیین می‌کردند. حرکت چنین کاروان‌هایی می‌خواهد بگوید این انسانیت است که منطق حق و باطل را در معادلات جهانی و موازنۀ قوا تعیین می‌کند، نه زور و قدرت تسلیحاتی.

این خلاصه‌ای بود از پیام‌های حرکت‌های مردمی که به موازات جنگ دولت‌های مستضعف و مستقل و آزاده از سوی مردم کشورهای عربی و اسلامی و جهان‌سومی به‌ویژه کشورهای آسیایی انجام می‌شود. این حرکت‌ها نشان می‌دهد که می‌شود یک خط موازی برای دفاع از حقوق ملت فلسطین ایجاد شود در کنار فعالیت دولت‌های کشورهای مستقل و نیز کشورهای مستضعفی که تابه‌حال به فلسطین کمک کرده‌اند؛ کشورهایی مانند ایران، سوریه، لبنان، و نیز گروه‌های مقاومتی مانند حزب‌الله.

 

مرز این حرکت‌های مردمی با اقدامات دیپلماتیک دولت‌ها در کجاست؟

من احساس می‌کنم این حرکت‌های مردمی می‌تواند خارج از معادلات دیپلماتیک و محدودیت‌هایی که دولت‌ها به علت روابط چندجانبۀ دیپلماتیک‌شان در معادلات بین‌الملل دارند، آزادانه هر فعالیتی را که می‌خواهند انجام بدهند. درواقع عرف و قواعد بین‌الملل به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند جلوی حرکت‌های مردمی را بگیرد. افرادی با ملیت‌های مختلف می‌توانند مثلاً با یک کشتی به فلسطین بروند. در صورتی که دولت‌ها برای انجام‌دادن چنین کارهایی، نیازمند محاسبات بسیار پیچیده و محدودکننده‌ای هستند و در نهایت نمی‌توانند به نتیجۀ مطلوبی برسند. از طرف دیگر، اگر این اقدامات به‌صورت مردمی انجام شود، رژیم صهیونیستی را خلع سلاح می‌کند. چرا که اگر دولت‌ها بخواهند چنین کاری کنند، رژیم صهیونیستی می‌تواند به این دولت‌ها فشار بیاورد یا روابط دیپلماتیکش را با آنها قطع کند. اما چگونه می‌تواند با مردمی که هیچ‌گونه قواعد قابل محاسبه‌ای ندارند، بجنگد؟ این همان قیامی است که قرآن کریم در مورد آن می‌فرماید «قوموا لله». کسی نمی‌تواند با محاسبات دنیوی با آنهایی که به‌خاطر خدا قیام می‌کنند، بجنگد.

 

ظرفیت‌های حرکت‌های مردمی را برای فعالیت‌های آینده چطور می‌بینید؟ پیش‌بینی و تجویز شما برای آیندۀ این حرکت‌ها در حمایت از فلسطین چیست؟

ازآنجاکه پدیده‌های نژادپرستانه‌ای مانند نازیسم و فاشیسم درکل جهان از بین رفته و رژیم صهیونیستی تنها پدیده‌ای است که به صورت غیرطبیعی و خارج از روال معمول هنوز ادامه پیدا کرده، افکار عمومی دنیا روز به روز در این زمینه آگاه‌تر می‌شود و به نابودی اسرائیل مشروعیت می‌دهد. درواقع افکار عمومی دنیا دارد به این نتیجه می‌رسد که همان‌طور که در ماندلا در آفریقای جنوبی بر نژادپرستان پیروز شد، ماندلاهای فلسطینی هم باید حق خودشان را بگیرند و پیروز شوند.

در مورد افق این حرکت‌های مردمی برای سال‌های آینده باید بگویم که می‌توان در هر مناسبتی مانند روز اسیر فلسطینی، روز شهید فلسطینی، روز زن فلسطینی، روز کودک فلسطینی و مناسبت‌های دیگر، در کشورهای مختلف علیه وجود صهیونیستی که یک وجود توسعه‌طلب و وابسته به امپریالیسم است، قیام کرده و ریشۀ آن را قطع کرد. چون صهیونیسم، یک وجود طفیلی است و به‌صورت مصنوعی از کشورهای دیگر تغذیه می‌شود. اگر بتوان تغذیۀ این رژیم را در پایتخت‌های مهم جهان قطع کرد، این اتفاق خواهد افتاد. به‌عنوان مثال اینکه دانشجویان برخی کشورهای اروپایی از همکاری با دانشجویان رژیم صهیونیستی خودداری می‌کنند، می‌تواند به حوزه‌های دیگر هم منتقل شود. مثلاً کارخانه‌ها می‌توانند همکاری‌شان را با صهیونیست‌ها قطع کنند؛ کما اینکه الان نیز بعضی از کارخانه‌های ایتالیایی ارتباطشان را قطع کرده‌اند یا برخی بندرها ارتباطشان را با رژیم صهیونیستی قطع کرده‌اند. چند ماه پیش همکاران ما در اروپا اعتصابی انجام دادند و گفتند ما دیگر کالایی را به رژیم صهیونیستی نمی‌بریم. این کارها باید عمومی‌تر شده و افق آن بازتر شود، نباید هواپیماها و کشتی‌ها به آن سمت بروند، نباید کالاهایی مانند مواد غذایی به آنجا صادر شوند، نباید مواد اولیه‌ای مانند نفت، گاز و مواد غذایی به آنجا صادر شوند، به‌ویژه باید رژیم صهیونیستی را بایکوت فرهنگی کرد. برای مثال مصری‌ها به‌تازگی برای چهاردهمین بار لولۀ گازی را که به رژیم صهیویستی می‌رود، منفجر کردند. اینها همگی باعث می‌شود به جای اینکه رژیم صهیونیستی، مردم فلسطین را محاصره کند، مرم جهان، این رژیم را محاصره کنند. یعنی افقی که برای ما وجود دارد این است که مردم دنیا بتوانند رژیم صهیونیستی را محاصره کنند. اگر بتوانیم افکار عمومی کشورهای اروپایی را هم متقاعد کنیم، می‌توانیم یک نوع قیام آزادی‌خواهانۀ انسانی ایجاد کنیم و این، چیز بعیدی نیست. به‌طور خاص این ورشکستگی اقتصادی و مالی امریکا به ما کمک می‌کند که به آنها بگوییم اگر سنگینی حمایت از این رژیم که روی دوش شماست، نباشد، راحت‌تر و آزادانه‌تر می‌توانید با سایر کشورها ارتباط داشته باشید و این چهرۀ زشت و پلشتی که افکار عمومی دنیا از شما می‌بیند کمتر دیده شود.

 

وضعیت فعلی فلسطین را چطور ارزیابی می‌کنید؟ وضعیت نسبت به قبل بدتر است یا بهتر؟

وضعیت گروه‌ها و احزاب فلسطینی زیاد مطلوب نیست. سبب ایجاد این وضعیت، نخبگان بی‌بصیرتی هستند که در رأس برخی گروه‌های فلسطینی قرار دارند؛ به‌ویژه آنهایی که در دولت خودگردان هستند و به‌نوعی اجیر رژیم صهیونیستی شده‌اند. یعنی نه‌تنها مانند مسئولان برخی از کشورهای دیگر عربی مشغول کارهای روزمره و بوروکراتیک ادارۀ کشور شده‌اند، بلکه به‌نوعی زیردست صهیونیست‌ها کار می‌کنند.

با وجود این، مردم فلسطین سبک‌تر و آزادتر شده و احساس بهتری پیدا کرده‌اند. هم‌بستگی‌های اخیر مردم جهان با آنها، حس عزت و کرامت بیشتری را به آنها داده است. به نظرم وضعیت فعلی رژیم صهیونیستی می‌تواند با حرکت‌های مردمی به اتفاقی شبیه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منتهی شود. روزی خواهد رسید که مردم فلسطین هم از دست این اقلیت استعمارگرِ اروپایی که از جاهای مختلف جمع شده و این سرزمین را غصب کرده و این کیان مصنوعی را ایجاد کرده‌اند، آزاد خواهند شد. اگر انتفاضۀ سوم به‌وجود بیاید، انتفاضه‌ای قوی‌تر از جنس بیداری اسلامیِ کشورهای عربی خواهد بود. به‌نظر می‌رسد آن روز، زیاد دور نیست. مردم می‌توانند بدون توهماتِ نخبگان بی‌بصیرت گروه‌های فلسطینی که تابه‌حال درپی مذاکرات بیهوده بوده‌اند، آزادانه‌تر عمل کرده، این نخبگان را هم از معادله خارج کرده و خودشان مستقیم وارد جنگ خیابانی و رو‌دررو با رژیم صهیونیستی شوند. در این جریان، همبستگی مردم خارج از فلسطین، کمک بسیاری به مردم فلسطین می‌کند. چون رژیم صهیونیستی نمی‌تواند به همان سادگی که در برابر مردم فلسطین عمل می‌کند، در قبال مردم کشورهای دیگر عمل کند. به‌ویژه اگر انتفاضه در کل فلسطین فراگیر شود و فلسطینیان سرزمین‌های ۴۸ ـ که به تابعیت اسرائیل درآمده‌اند ـ هم حرکت کنند و صرفاً مردم غزه و کرانۀ باختری وارد عمل نشوند، آن زمان است که یک قیام عمومی خواهدشد.

عملکرد تشکیلات خودگردان فلسطین در رام‌الله را چطور می‌بینید؟

متأسفانه این تشکیلات، یک دولت واداده‌است که مانند یک مزدور برای رژیم صهیونیستی کار می‌کند. وضعیت دولتِ محمود عباس، مردم فلسطین را به تدریج ترغیب می‌کند تا علیه آن مبارزه کنند. چرا که حکومت فعلی فلسطین، اصلاً نمایندۀ حس مردم فلسطین و کرامت واقعی آنها نیست. اما ازآنجایی‌که مردم فلسطین در تاریخ و جغرافیای سیاسی مظلوم هستند، نمی‌توانند کاری کنند و اولویت را هم به این نمی‌دهند که اول بخواهند سلطۀ مزدوران رژیم صهیونیستی را ساقط کنند. اگر شرایط به این شکل نبود، مردم باید این دولت را هم مانند حکومت مصر و امثال آن سرنگون می‌کردند. اما چون مسئلۀ فلسطین در یک جغرافیایی بسیار سختی محصور شده، مردم این دولت واداده را تحمل می‌کنند و در انتظار روزی هستند که بتوانند علیه دشمن اصلی‌شان که رژیم صهیونیستی است، قیام کنند. مردم احساس می‌کنند روزی که حرکت‌شان علیه رژیم صهیونیستی قوی‌تر شود، این سلطۀ واداده هم به طور خودکار مانند برگ‌های درخت‌های پاییزی می‌ریزد.

 

وضعیت غزه و دولت مردمی حماس را چطور ارزیابی می‌کنید؟

غزه در‌حال‌حاضر هم یک شهر آزاد است و هم یک حکومت آزاد دارد، اما مستضعف است. دولت غزه همراه با مردم می‌تواند لحظه به لحظه خودش را تقویت کند و در حرکت مردمی سهیم شود. وظیفۀ دولت‌هایی مانند دولت ایران و سوریه هم هست که آنها را تقویت کنند؛ اما تقویت برای مردمی‌تر شدن این دولت، نه برای تبدیل آن به یک سلطۀ دیگر مانند دولت رام‌الله.

 

بازخورد اجتماعی و نیز بازخورد رسانه‌ای حرکت کاروان الی بیت‌المقدس را در کشورهای مختلف از جمله کشورهای عربی و غربی چطور دیدید؟

در کشورهای دیگر بازخورد خوبی داشته، اما نمی‌دانم چرا در ایران این‌طور نبود. البته هم‌زمانی عید نوروز با حرکت این کاروان، بی‌تأثیر در این بازخورد ضعیف نبود؛ اما این صرفاً یک طرف ماجراست. طرف دیگر ماجرا این است که مردم ما احساس می‌کنند جمهوری اسلامی ایران به‌نیابت از آنها دارد کارهای بسیار بزرگ و عظیمی انجام می‌دهد و دیگر احساس نمی‌کنند که ضرورتی برای کار جداگانۀ مردمی هم وجود دارد.

این کاروان واقعاً تأثیرگذار بوده است. به این معنا که باعث شد رژیم صهیونیستی و کشورهای حامی آن در جاهایی نتوانند مانند قبل از قدرت نظامی استفاده کنند. تا پیش از این مدعی بودند که ما تروریست‌ها را می‌کشیم. البته عملیات‌های شهادت‌طلبانه هم حق طبیعی فلسطینیان است برای دفاع از خودشان، اما به هر حال این عملیات‌ها برای افکار عمومی کشورهای غربی که معنای شهادت را نمی‌دانند، کمی جدال‌برانگیز است. حالا دیگر رژیم صهیونیستی و کشورهای حامی آن به‌آسانی نمی‌توانند به این کاروان‌های مردمی حمله کنند. البته استثنائاتی مانند حمله به کشتی ماوی مرمره هم هست. و یا اینکه چند روز پیش یکی از سربازان رژیم صهیونیستی به یک فرد دانمارکی حمله کرد که بی‌سلاح وارد سرزمین‌های اشغالی شده بود تا همبستگی خودش را با ملت مظلوم فلسطین اعلام کند. اما رژیم صهیونیستی با اقدامات این‌چنینی‌اش، حقیقت خودش را به‌عنوان یک اشغالگر به مردم دنیا نشان داد. مثال دیگر دربارۀ فردی است که هم تابعیت انگلیس را دارد و تابعیت رژیم صهیونیستی را. او پاسپورت رژیم صهیونیستی را در شهر لندن پاره کرد و گفت من دیگر شرم دارم از اینکه بگویم اسرائیلی‌ام؛ من به‌رغم اینکه یهودی‌ام، می‌خواهم به انگلیس برگردم؛ چرا که نمی‌توانم مسئولیت استعمارگری و سرکوب‌گری شهرک‌سازی‌های ظالمانۀ رژیم صهیونیستی را تحمل کنم.

 

یعنی واقعاً این کاروان در کشورهایی مانند آمریکا بازخورد بهتری از اینجا داشته است؟

در چنین کشورهایی هرروز، بحث کاروان وجود داشت. البته رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان چنین اخباری را پخش نمی‌کنند. اما روزنامه‌ها، تلویزیون‌های محلی و دیگر وسایل ارتباط جمعی مدنی، مرتب اخبار این حرکت را پوشش می‌دادند.

حتی در کشورهای عربی همین‌طور است. به‌عنوان مثال در مغرب یا مراکش که حکومت پادشاهی برقراراست و نه یک حکومت انقلابی، مردم تا ۱۰ روز بعد از روز زمین برای دفاع از مردم فلسطین در خیابان‌ها بودند و رسانه‌ها این فعالیت‌ها را پوشش می‌دادند. یا در خود کرانۀ باختری، اروپایی‌ها در طول سال مدام به آنجا می‌آیند و رسانه‌ها این فعالیت‌ها را پوشش می‌دهند.

 

البته رژیم صهیونیستی هم فعالیت‌های رسانه‌ایِ جدی خودش را علیه کاروان داشت. به نظر شما در این میان نفوذ برتر اجتماعی و رسانه‌ای با صهیونیست‌ها بود یا اعضای کاروان؟

به‌نظرم با اعضای کاروان بود و ما توانستیم پیام خودمان را به دنیا برسانیم و این رژیم صهیونیستی بود که در مقابل وجدان جمعی مردم جهان در بحران قرارگرفت. این رژیم برای مقابله با این حرکت در مرزهای مختلف خود حالت فوق‌العاده اعلام‌کرد. همچنین در روابط دیپلماتیک خود با سفارتخانه‌های کشورهای مختلف اروپایی، حالت فوق‌العاده اعلام‌کرد و مدت زیادی را به مقابله با آن مشغول بود.



نام *
رایانامه *
تارنما