يكشنبه 7 خرداد 1396 | 2. رمضان 1438 | May 28 2017
فقر روش
حجت‌الاسلام‌و‌المسلمين علي‌اكبر رشاد

مشکل حوزۀ مطالعات تاریخ؛



تعبیر دیده‌بان بیدار دربارۀ استاد فقید کاملاً درست بود؛ او هوشمندانه اوضاع سیاسی، اجتماعی و فکری را رصد می‌کرد و درعین‌حال بی‌تفاوت نبود. بسیارند کسانی که درد را خوب تشخیص می‌دهند و اوضاع را رصد، و مشکلات را تبیین می‌کنند و … اما تفاوت اساسی آن بزرگوار این بود که دربارة مسئله‌ای که احساس وظیفه می‌کرد، در مقام وظیفه‌گزاری برمی‌آمد. در راه عمل به وظیفه، متوقف و منتظر کسی نبود و به محض اینکه خلأیی را تشخیص می‌داد و احساس می‌کرد که وظیفۀ اوست آن خلأ را پر کند، در آنجا انجام وظیفه می‌کرد.

ویژگی دیگری که او را از بسیاری ممتاز می‌کرد، این بود که از ثبات قدم برخوردار بود. به راحتی می‌توان خطوطی را در افکار و آثار آن بزرگوار جست که از آغازین مصنّفات او تا آخرینِ آنها حضور دارد؛ این یعنی جهت‌گیری ثابت و تمحّض در کار علمی. خود ایشان چندین سال پیش به بنده فرمود که نقشۀ راه دارد و هر کتابی که می‌نویسد ضلعی از آن نقشه و جغرافیای فکری و معرفتی را تکمیل می‌کند. جوهر این اندیشه و جهت‌گیری هم دفاع از حریم اهل بیت (علیهم‌السلام)، دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی و دفاع از هویت اسلامی ایران بود.

نکته‌ای نیز در باب نقد و فهم تاریخ عرض کنم، و آن اینکه ما در حوزۀ مطالعات تاریخ، مبتلا به فقر «روش» هستیم. استادانی بوده‌اند که «سبک»‌هایی داشته‌اند و در این زمینه گاه کتبی نوشته شده است، اما هنوز آثاری که براساس یک منطق علمی دقیق برای درک و نقد تاریخ نوشته شده باشند وجود ندارد. گذشتگان از شیوه‌هایی استفاده می‌کرده‌اند و جوان‌ترها هم اخیراً از شیوه‌های نو (نظیر هرمنوتیک و …) بهره می‌برند و تصور می‌کنند که از این شیوه‌ها چیزی به دست خواهد آمد، و برخی هم بی‌قاعده و بدون روش وارد می‌شوند.

نظر بنده این است که ما میراثی غنی در اختیار داریم که مغفول مانده است. ما دست‌کم افزون بر هزار سال است که در حوزۀ روش‌شناسی فهم خبر کار کرده‌ایم و بزرگان ما در گذشته دانش‌هایی را در این راه تولید کرده‌اند: علوم حدیثی، اصول، تفسیر و امثال این دانش‌ها که روش‌های عمدتاً مکمل هم، و در مجموع روش‌های نقل درست و فهم صحیح متن هستند. تاریخ هم متن و خبر است. ما این سرمایۀ ارزشمند را مغفول و به کناری نهاده‌ایم. حتی از فضلای حوزه کم‌اند کسانی که به این نکته توجه کنند که ما می‌توانیم با اطلاع از مباحث عمیق، دقیق و ریشه‌دار در علومی نظیر رجال و مجموعۀ علوم حدیثی و قرآنی، یک منطق و روش‌شناسی علمی دقیق را برای فهم اخبار تاریخی و تحلیل تاریخ (هم تاریخ نقلی و هم تاریخ تحلیلی)  طراحی کنیم. شیوه‌هایی که بزرگان ما ابداع کرده‌اند اسلامی، (مستند به آیات و روایات هستند) عقلانی و از همه مهم‌تر بومی و از آنِ ماست، و در همین ایران و جهان اسلام تولید شده است. اگر به ارباب معرفت غیرمسلمان هم عرضه شود پذیرفتنی است؛ چرا که کاملاً عقلانی است. به عنوان نمونه من فرآیندهایی که در فقه به کار بسته می‌شود تنظیم کرده‌ام که یکی از آنها را در اینجا بیان می‌کنم:

وقتی با یک پرسش فکری مواجه می‌شویم و می‌خواهیم با یک حدیث و متن روبه‌رو شویم تا پاسخ آن پرسش را بیابیم، یک سیر را طی می‌کنیم. ابتدا در آن موضوع تتبّع کرده و اخبار آن حوزه را می‌بینیم. در مرحلۀ دوم رسیدگی سندی می‌کنیم، که مباحث بسیار گسترده و دقیق و پیچیده‌ای در این حوزه وجود دارد. در مرحلۀ سوم احادیث را بررسیِ دِلالی می‌کنیم که در این زمینه هم ابواب فراوانی وجود دارد. در مرحلۀ بعد، از مقیدها و انواع آن، و سپس فحص از انواع مخصِّص‌ها می‌کنیم؛ آنچه امروزه در کتب اصولی ما در این خصوص رایج است محدود است؛ در گذشته افزون بر ده نوع مخصص را مورد بحث قرار داده‌اند. مرحلۀ بعد، مرحلۀ عرض به کتاب است. بعد فحص از معارض است: آیا آن روایت معارض (روایت دیگری که خلاف این باشد) ندارد؟ احیاناً اگر دارای تعارض بود، وارد باب تعادل و تراجیح می‌شویم: بین این دو خبر [معارض] چگونه جمع کنیم؟ اگر به حکم رسیدیم، بحث تزاحم مطرح می‌شود، یعنی بین این حکم که معنای این خبر بود با حکم دیگری تزاحم وجود ندارد؟ در نهایت استصحاب حکم می‌کنیم. در مجموع دوازده مرحله را طی می‌کنیم تا به یک گزاره می‌رسیم …

به هر حال پیشنهاد می‌شود از این میراث معرفتی که در حوزۀ روش‌شناسی نقل و فهم خبر داریم، روش‌هایی برای حوزۀ تاریخ طراحی شود.



نام *
رایانامه *
تارنما