پنج شنبه 27 آ ذر 1393 | 25. صفر 1436 | December 18 2014
یادی از شیخ فضل‌الله‌پژوه معاصر
زهرا كوليوند



کمبودهای تاریخ مشروطه و به‌ویژه نگاه یکجانبه‌گرایانة مورخان آن نسبت به رویدادها و شخصیت‌های عصر مشروطه علی ابوالحسنی (منذر) را بر آن داشت که بررسی دوبارۀ این دوره را در رسالت علمی خود قرار دهد و بکوشد با نگرش جامع‌الاطراف و واقع‌بینانه، تاریخ آن را از صورتِ «دادخواستی که گروه فاتح، با منطق ‘وای بر مغلوب!’ بر ضد گروه شکست‌خورده تنظیم کرده است» بیرون آورد.

با همین رسالت تاریخی بود که بررسی زندگی شیخ فضل‌الله نوری ــ فردی که در تواریخ رایج مشروطه او را حامی استبداد، مخالف روحانیان طرفدار مشروطه، رشوه‌خوار و رشوه‌گیرنده از صدراعظم­های مستبد قاجاری و … معرفی کرده‌اند ــ و بازخوانی اسناد، گفته‌ها و شنیده‌ها، و مکتوبات مربوط به او در کانون توجه این مورخ تابوشکن قرار گرفت.

اهمیت کار منذر زمانی روشن می‌گردد که بدانیم آنچه در عرصة مشروطه‌پژوهی باقی مانده بود نگاه یکجانبه‌گرایانة تاریخ‌نویسان این عصر را تأیید می‌کرد و در نظر نخست و سطحی، کار او را غیر واقع‌بینانه و حتی جانب‌گرا نشان می‌داد. با وجود چنین روایتی از تاریخ، این مورخ کوشید از لابه­لای مطالب همین نوشته­های غرض‌ورزانه نیز واقعیت تاریخ را دریابد و نادرستی آنچه را با عنوان واقعیت تاریخی در ذهن بسیاری جای خوش کرده است نشان دهد.

این پژوهشگر تاریخ، که علوم حوزوی را نیز فرا گرفته بود، روشی اجتهادگونه در تاریخ پیش گرفت و در کنار بررسی صحت خبر، به شخصیت ناقل خبر نیز توجه نمود. در واقع او میزان صداقت مورخ، تاریخ‌پژوه، و گوینده یا راوی حادثه در نقل خبر، موضع‌گیری­های سیاسی، میزان آشنایی و سطح تماس افراد با وقایع، رویکرد مذهبی، و احیاناً غرض‌ورزی­هایش را لحاظ کرد و در کنار نقد متن به نقد صاحب خبر نیز دست زد.

علی ابوالحسنی گرچه از نظریه­های مطرح در فلسفة علم تاریخ اطلاع داشت، در برابر این نظریه­ها منفعلانه عمل نکرد، بلکه با تجزیه و تحلیل آنها و بررسی نقاط ضعف‌شان، رویکرد تاریخی خود در کار پژوهشِ تاریخ را مدنظر قرار داد. او با ابطال نظریة شک‌گرایانه دربارة امکان شناخت واقعیت‌های تاریخی معتقد بود این شناخت نه تنها ممکن است، بلکه می‌توان رویدادهای گذشته را به دور از پیش‌داوری‌ها و با کنارزدن حجاب حال (بر خلاف باور هرمنوتیک‌گرایان، که شناخت تاریخ و رویدادهای آن را به شکل خالص و مستقل از ذهن تاریخ‌پژوه، یعنی زمان حال، ممکن نمی­دانند) شناخت. با این حال از نظر این نویسنده و پژوهشگر چنین کاری مستلزم تلاش بسیار است.

منذر برای رهایی از حجاب حال، بر فهم فرهنگِ مردمِ دورة تاریخیِ موضوع پژوهش تأکید می‌کرد و آن را پر پرواز هجرت پژوهشگر از حال به گذشته به شمار می‌آورد. او با همین رویکرد بود که مفاهیم مطرح در آن زمان را با توجه به درک و دیدگاه‌­های آن زمان معنا کرد و به خواننده یادآور شد که نباید با معنایی که امروزه از این واژه‌ها در ذهن داریم به سراغ تاریخ رویم. نمونة این تفاوت معنایی، واژة «ملت» است که در عصر مشروطه به معنای امت به کار رفته است.

رویکرد دیگری که این تاریخ‌پژوه برای شناخت واقعیت تاریخ در پیش گرفت تفکیک مسائل از هم و پرهیز از تحلیل­های قالبی و مقاومت در برابر نظریه‌پردازهای جناح غالب بود. برای نمونه ایشان با استفاده از عبارت «دورة موسوم به استبداد صغیر» مخالفت خود را با دیدگاه غالب دربارة وقایع مشروطه بیان کرد.

۱٫ او بخش اول از کتاب «شیخ فضل‌الله نوری و مکتب تاریخ نگاری مشروطه» را به شرح مکتب تاریخ‌نگاری‌اش و الزامات و مراحل آن اختصاص داد و در بخش دوم تا چهارم آن، تواریخ مشروطه را نقد و کاستی­های آنها را بیان کرد. مطالعة این کتاب می­تواند برای هر تاریخ‌پژوه و به‌ویژه هر مشروطه‌پژوهی مفید واقع شود و او را با غرض‌ورزی‌ها و آفات استفادة خام و به دور از سبک، سنگین کردن مطالب این کتاب­ها آشنا سازد.

نتیجة همین تاریخ‌نگاری بود که علی ابوالحسنی را به پژوهش دربارة روحانی و مجتهد معروف عصر مشروطه واداشت تا اتهاماتی که به این روحانی بنام وارد شده و او را نه فقط در محکمة عصر مشروطه، بلکه در محکمة تاریخ مشروطه به جرم استبدادخواهی محکوم گردانده بود بازخوانی کند و همچون وکیلی از دل گفته‌ها و نوشته‌های دشمنان و مخالفان او اسنادی در تبرئۀ او بجوید. نتیجة این کار پژوهشی، نُه کتاب بود که در همة آنها شیخ فضل‌الله نوری در کانون بحث قرارداشت.

ویژگی شاخص این کتاب‌ها، نثری روان است که با عناوین ادبی متناسب با شخصیت این شیخ شهید تنظیم شده است. همین دو مشخصة مهم، این آثار پژوهشی را از بسیاری از کتاب­های تاریخی متمایز می‌سازد. این تمایز از آن روست که بسیاری از این کتاب‌ها با نثری غیر علمی و عناوین غیر ادبی تنظیم شده است.

۲٫ کتاب «آخرین آواز قو!» که با زیر عنوان «بازکاوی شخصیت و عملکرد شیخ فضل‌الله نوری بر اساس ‘آخرین برگ’ زندگی او ‘فرجام’ مشروطه» منتشر شده، در اصل، تفصیل سخنرانی نگارندة کتاب در مراسم «یادمان شیخ فضل‌الله نوری» است که به همّت ادارة کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران در سال ۱۳۷۴ برگزار شد.

همان‌گونه که از عنوان کتاب برمی‌آید، مطالب آن به روزهای واپسین زندگی شیخ فضل‌الله نوری و ندامت مشروطه‌خواهان پس از اعدام ایشان و مشاهدة فرجام مشروطه‌خواهی مربوط است. نویسنده با استناد به فرمودة شیخ حسین لنکرانی که «هر کتابی را باید از اول به آخر خواند، جز کتاب سیاست را، که مطالعة آن باید از صفحه آخر شروع شود!» دیدگاه خود را دربارة مطالعة دورة مشروطه چنین بیان کرده است: «پروندة مشروطه و نیز کارنامۀ زندگی و مبارزات مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری را هم بایستی از آخر به اول خواند». ایشان با این بیان درواقع دلیل آغاز شیخ فضل‌الله‌پژوهی و شیخ فضل‌الله‌نگاری خود را از آخرین روزهای حیات شیخ توضیح داده است.

علی ابوالحسنی در این کتاب نخست این موضوع را شرح می‌دهد که مشروطه با تضعیف سلسلة قاجار و جایگاه روحانیت، زمینة روی کار آوردن سلسلة وابسته به استعمار پهلوی را فراهم کرد. پس از آن، با نگاه به روزهای واپسین زندگی شیخ فضل‌الله نوری و خویشتن‌داری ایشان در روزهای حبس، که حتی از زبان دشمنان و مخالفان شیخ (مانند ملک‌زاده، کسروی و …) نیز بیان شده است، نشان می‌دهد که چنین فردی از قدرت‌طلبی مبرا بود و هر آنچه می‌کرد براساس عقیدة دینی و در راه حفظ دیانت بود. این جمله که «اسلام زیر بیرق کفر نمی‌رود» سخنی از این شیخ شهید است که در زمان فتح تهران به دست مشروطه‌چیان و در پاسخ به درخواست­ها مبنی بر پناهندگی ایشان به روسیه با برپایی پرچم این کشور بر بام خانة خود مطرح شد و نشان داد که ایشان مخالف قدرت‌های استعماری بود و حتی برای حفظ جان خود به آنها پناه نبرد.

 

۳٫ در بخش آغازین کتاب «اندیشه سبز، زندگی سرخ»، حیات علمی، اجتماعی و سیاسی شیخ فضل‏الله مرور شده است. خاندان شیخ به طور عام از عالمان دین بوده‏اند. او در محضر بزرگانی چون پدرش، شیخ حسین فاضل لنکرانی (نیای آیت‏الله شیخ حسین لنکرانی)، سید مهدی قزوینی، آخوند سلطان‏آبادی، شیخ راضی، شیخ مهدی آل کاشف‏الغطاء، میرزا حبیب‏الله رشتی تحصیل کرد و سپس همراه محدّث نوری (دایی و پدر زن خویش) در درس میرزای شیرازی حضور یافت. پس از فراگیری دانش و طی مدارج علمی نزد این عالم صاحب‌نام، شیخ به اشارۀ میرزا به تهران آمد تا «چشم بیدار» او در آنجا باشد.

در بخشی از این کتاب، به شخصیت آیت‏الله میرزا حبیب‏الله رشتی و مرحوم میرزای شیرازی و رابطۀ عمیق شیخ با ایشان و منزلت او نزد آنان، به‏ویژه میرزای شیرازی اشاره شده و همین دلیل محکمی است بر شخصیت والای علمی و فقهی ایشان.

در بخش دیگری از کتاب، آمدن شیخ به تهران به فرمان میرزای شیرازی شرح داده شده است. شیخ در این دوره از اقامت خود در تهران، خدمات پرشماری کرد، امّا اوج آن در رویداد‏هایی مانند تحریم تنباکو بود که در آن نقش‏های سه‏گانه‏ای را بر عهده ‏داشت: ۱٫ مجرای ارتباط و منبع اطّلاعات رهبر جنبش در پایتخت؛ ۲٫ خنثی کردن تبلیغات سویی که ضدّ جنبش راه می‏افتاد؛ ۳٫ نفوذ دادن روح دینی در جنبش و ریشه‏دار کردن هویت مذهبی نهضت.

پس از این مطلب، اقدام شیخ در زمینه‏سازی برای عزل امین‏السلطان روسوفیل و روی کار آمدن عین‏الدوله بیان شده است. در این بخش از کتاب به این موضوع اشاره شده است که تندروی این صدراعظم در سیاست داخلی سرانجام باعث شد شیخ با او نیز به مقابله برخیزد. همین موضوع نشان می‌دهد که شیخ فضل الله حامی صدراعظم یا درباریان دیگر نبود؛ او فقط جانب دین و استقلال کشور را می‌گرفت و در حمایت یا مخالفت‌های خود تنها به تحقق این اهداف نظر داشت.

رویارویی مردم و روحانیان با عین‏الدوله، نهضت عدالتخانه، سهم شیخ نوری در به بار نشستن این نهضت، انحراف آن به دست عوامل انگلیس، طرح شعار مشروطه مشروعه (به معنای لزوم محوریت قوانین اسلامی در نظام مشروطه و مجلس) و اصل نظارت فقیهان طراز اوّل از سوی آیت‌الله نوری و سرانجام تحریم مشروطه از سوی او مباحث دیگر این کتاب است.

۴٫ در ادامۀ شیخ‌پژوهی منذر، کتاب «خانه بر دامنه آتشفشان! شهادتنامه شیخ فضل‏الله نوری (به ضمیمه وصیتنامۀ منتشرنشده او)» بعدی دیگر از وجود این مجتهد عصر مشروطه را به خوانندگان مینمایاند. این کتاب، براساس پایداری آهنین و عاشورایی شیخ فضل‏الله و تأثیری که بر صحنۀ رزم سنّت و تجدّد وارداتی داشت و نیز خاطرۀ تلخ اعدام وی در یادها، نگاشته شده است.

«نبوغ سیاسی شیخ»، موضوعی است که دوست و دشمنِ او به آن اعتراف کرده‌اند. این امر در موارد گوناگونی خود را نشان داد. دشمن‏شناسی او، توجّه به تعارض ذاتی اسلام و فلسفۀ سیاسی غرب، تدلیس دشمن، هشدارها و پیش‏بینی‏های سیاسی او و سرانجام تأسیس اصل طراز اوّل از شاخص‏ترین جلوه‏های این نبوغ بودند. این پیش‏بینی‏ها، صرفاً حاصل نبوغ سیاسی شیخ نبود، بلکه به یُمن «معجزۀ عشق» و «بصیرت معنوی و روشن‏بینی الهی» بود. انس و الفت شیخ با عارفان بزرگی مانند آخوند سلطان‏آبادی، سیّدمهدی قزوینی، آقاعلیرضا اصفهانی، سیّدحسین شوشتری و … تا حدودی از «بصیرت معنوی» او پرده برمی‏دارد.

پس از این بخش، شرح زندگی سیاسی شیخ شهید، که در کتاب پیش تا تحریم مشروطه بیان شده بود، ادامه می‌یابد. تحصّن شیخ در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و مذاکرۀ تاریخی سیّدین با شیخ از موضوعات مهم این بخش از کتاب است.

فشار هولناک بر شیخ در ایام تحصّن، چنان بود که یک وصیتنامه از او در این دوران به‏یادگار گذاشت؛ وصیتنامه‏ای که دینداری او را در مقابل خانواده و حتّی کسی مانند ارباب جمشید ترسیم می‏کند. این وصیتنامه برای نخستین‌بار در این کتاب منتشر شد.

«اندوه عالمان در شهادت شیخ» عنوان بخش دیگری از این کتاب است که در آن ناراحتی و تأسف عالمانی چون آخوند خراسانی و نائینی، سیّدین، ثقه‏الاسلام تبریزی و … از اعدام و شهادت شیخ نوری بیان شده است.

۵٫ در «دیده‏بان، بیدار!» با نگاهی به دانش کلان شیخ فضل‌الله و زمان آگاهی او، دیدگاه‏ها و مواضع سیاسی و فرهنگی این مجتهد دربارۀ استقلال، عدالت و حکومت قانون و جایگاه اسلام در آن بیان شده است. در این کتاب، پس از اینکه نگاه شیخ فضل‏الله به سیاست و جامعۀ مطلوب شرح داده شده، نظر ایشان دربارۀ آزادی، مساوات، و مجلس شورا روشن گردیده است. با این شرح از دیدگاه‌های شیخ شهید است که می‌توان این کتاب را منشور سیاسی شیخ دانست.

۶٫ «راز پنهان!، شیخ فضل‏الله نوری را چرا و چه کسانی کشتند؟» عنوان کتاب دیگری از منذر است که در آن، ایشان به پرسش مطرح‌شده در زیرعنوان کتاب پاسخ داده است.

۷٫ در کتاب «کارنامه شیخ فضل‏الله نوری، پرسش‏ها و پاسخ‏ها» علی ابوالحسنی دیدگاه‌های شیخ فضل‌الله را دربارۀ عدالتخانه توضیح داده است. از نظر نویسنده عدالتخانه نظامی بود که شیخ برای تحقق آن تلاش بسیار کرد و حتی همراه سیدین به مهاجرت کبری دست زد. همین موضوع نشان می‌دهد که این مجتهد، حامی استبداد نبود، بلکه می‌کوشید نظامی مستقل از بیگانه، متناسب با دین و فرهنگ جامعۀ ایران و عادل برپا سازد. منذر پس از شرح فلسفۀ سیاسی این نظام و وجوه اشتراک و افتراق آن با مشروطه، به دو اتهامی که تواریخ مشروطه به شیخ زده‌اند پاسخ داده است: اینکه او آخوند درباری بود و از محمدعلی‌شاه حمایت می‌کرد. البته پاسخ به باقی اتهام‌های وارده به کتاب بعدی ایشان، واگذار شده است.

۸٫ در کتاب «کالبدشکافی چند شایعه درباره شیخ فضل‏الله نوری» شایعه‏های متعدّدی دربارۀ شیخ نوری مانند فروش مدرسه چال به بانک استقراضی، رشوه‏گیری از شاه و امین‏السلطان؟!، و … بررسی و با دلیل و مدرک رد شده است.

۹٫ ناگفته‏های فراوانی دربارۀ شیخ فضل‏الله در سینۀ رادمردان آشنا با او، به دل خاک رفته است. کتاب «خاطرات و اظهارات آیت‏الله حاج شیخ حسین لنکرانی درباره مشروطیت و شیخ فضل‏الله نوری»، در پی آن بوده است که گوشه‏ای از شخصیت او را از سینه‏ها، بر صفحۀ کاغذ نقش زند و ماندگار سازد.

منابع

علی ابوالحسنی، کتاب‌های: آخرین آواز قو؛ شیخ‌ فضل‌الله نوری، و مکتب تاریخ نگاری مشروطه؛ اندیشۀ سبز، زندگی سرخ؛ خانه، بر دامنۀ آتشفشان!؛ دیده بان بیدار!؛ کارنامه شیخ فضل‌الله نوری؛ کالبد شکافی چند شایعه در مورد شیخ فضل‌الله نوری؛ تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۵٫

ذبیح‌الله نعیمیان، «بررسی پنج اثر از علی ابوالحسنی (منذر) دربارۀ شیخ فضل الله نوری»، آموزه، تابستان ۱۳۸۳، شماره ۴٫



نام *
رایانامه *
تارنما